اثر مهدی علی بیگی

همه ی ما برای موفقیت به "اعتماد به نفس" نیاز داریم.
اعتماد به نفس، بسیاری از ناممکن ها را ممکن می کند. چیزی که من با پوست و گوشت و مو و ریش و نازک نی ِ خود، آنرا احساس کرده ام.
اما نباید غافل بود که این اعتماد به نفس اگر به صورت کاذب در آید به همان اندازه که سازنده است می تواند مخرب هم باشد. ولی ترس از اعتماد به نفس کاذب نباید باعث شود که ما به داشته ها و توانایی هایمان نبالیم، آن را فریاد نزنیم و از نکوهش دیگران بترسیم یا خجالت بکشیم.
شما وقتی کاری را با اعتماد به نفس انجام می دهید؛ اگر در آن کار موفق شوید بر میزان اعتماد به نفستان افزوده می شود و اگر شکست بخورید باز هم چیزی از دست نداده اید.

من روی خوش صدایی ام ادعا دارم!
من روی درکم از موسیقی و نوازندگی گیتار (کلاسیک و فلامنکو) ادعا دارم!
من روی حرفه ام (روابط عمومی) ادعا دارم!
من روی هوشم ادعا دارم!
من روی سرعت عملم ادعا دارم!
من روی رانندگی ام ادعا دارم!
من روی خوش خطیم ادعا دارم!
من روی سلیقه ام ادعا دارم!
من روی تو ادعا دارم!
من روی مهربانی ام ادعا دارم!
من حتی روی قیافه ام هم ادعا دارم!!! ببین چه هردنبیلیه اینجا!
من روی ...!

و روی خیلی از چیزها هم ادعا ندارم ولی اینقدر اعتماد به نفس دارم که مطمئنم هر کاری را می توانم به بهترین شکل انجام دهم.
اما در ارتباط با وبلاگ نویسی ام هیچ ادعایی ندارم و کماکان متعجبم از اینکه شما چرا اینجا را می خوانید!

پ.ن:
1/ من آن یاس ِ به خاک افتاده ی خشک از تبِ آهم ... که هر کــَس می رسَد از راه، با پا می بَرَد راهم!
2/ حالا این ادعاها چه ربطی به اعتماد به نفس داره، بماند!
3/ ارتشی (2 بار) تو هم کنارِ ما باش!
4/ ازهاری ِ گوساله ... ای گاوِ 4 ستاره ... بازم بگو نواره ... نوار که پا نداره!!!
5/ پیرِ زن خفه می کنیم!
6/ یه دونه ای!