گربه صفت!

اثر آنجل بولیگان از مکزیک
می گویند روزی شخص ِ بی کس و کاری در خانه اش با دنیا وداع می کند. گربه ی خانگی اش پس از چند روز، وقتی مفری برای رهایی از خانه ی بی صاحب نمی یابد و گرسنگی نیز بر او مستولی می شود شروع به خوردن صاحب خود می کند. همان صاحبی که روزی او را تنقیه می کرده است!
هر حیوانی به صفتی معروف است. حال این اشتهار یا به دلیل شیوه ی رفتاری آن حیوان به او منتسب شده یا انسان برای اینکه حال بعضی از آنها را بگیرد وی را بَده کرده!
بر کسی پوشیده نیست که اسب بدان جهت به نجابت معروف شده که وقتی مادیانی در چمنزار می دیده سر به زیر می انداخته و عرق شرم بر پیشانی اش می نشسته، غافل از اینکه در همان حال گوشه چشمی نیز بر آن داشته که از چشم سایرین مغفول مانده است. یا سگ همواره از تعدد زوجات تبری می جسته تا جایی که برخی از آنها تارک دنیا می شدند. داستان کلاغ سارق و روباه مکار هم که شهره ی خاص و عام است.
اما حرف اصلی اینجاست که تابحال بدین فکر کرده اید که ممکن است این صفات از انسان به حیوان منتقل شده باشد. آن هم به دلیل همجواری بیشتر این دو موجود در گذشته های دور؟!
به نظر نگارنده صفت خوب، خوب است. نحوه ی انتقالش از این به آن یا بالعکس مهم نیست. مهم این است که ما نجیب و وفادار باشیم. عیبی ندارد که بگویند فلانی مثل سگ وفادار است. مشکل آنجاست که بگویند طرف گربه صفت و چشم سفید است. بعضی اینطورند که اگر قلبت را هم بکنی و به آنها هدیه کنی باز انگار هیچ کاری نکرده ای!
بی ربط:
شیر شجاع جنگل، حمــله نموده به سگ ... گربـــه ی بی چشـــم رو، شده ســــوار اردک
زاغک بی دست و پا هی می کنه اشاره ... داره به گربه می گه: چیکار می کـنی مـردک!
پ.ن:
1/ هر چی می شکنی بشکن، ولی دل منو نشکن!
2/ هدیه ی نـَـنم! (کامیون نوشت)
3/ من حقیقت رو می خواستم. تقصیر تو نبود که حقیقت تلخه!
4/ مثل آب از لای انگشتات فرار کردم!
5/ بزرگترین نقطه ضعفم مهربونیه!
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست