شرح و تفسیری بر ...!

اثر آنجل بولیگان از مکزیک
الهی که شــــــفا پــــــــــــیدا کنی تو ... واســـــــه دردات دوا پیدا کنی تو
تو این دنــــــــــیا که بی وفایی رسمه ... رفــــــیق باوفـــــــــــا پیدا کنی تو
عـــــــمرن تــــــموم دنـــــــیا رو بگردی ... مثــــــه من عاشقی پیدا کنی تو
در این 3 بیت شاعر با توجه به آغاز هر ارتباطی که مبتنی بر کمی بدجنسی و بی اعتنایی است سعی در به رخ کشیدن دردهای "طرف" یا همان ضعیفه ی مورد اشاره دارد. در اواسط ماجرا به دلیل تقارن با ماه رمضان نیمچه دعایی کرده و در انتها با کمی تعریف از خود، بقیه را واگذار به 3 بیت بعدی می کند!
نرو افـــــــسانه ی مــن ناتــــــــمومه ... بـــــدون اگـــــــه بری کارم تمومه
بهـــت گفتم بیا دنـــــــــیای من باش ... کــــــنارت حـــــــتی مردن آرزومه
شــــــنیدم تو دلت انـــگار می گفتی ... که عاشقی کـجاست وفا کدومه
در اینجا ضعیفه ی مورد اشاره چون خودش از اهالی فن، خسته و بازنشسته و اینکاره بوده، لابد (ما که نمی دانیم) حرکاتی از خودش اعمال کرده که شاعر ما را به غلیان شعری وا داشته و او مجبور شده کمی چاشنی التماس و مجیز گویی و لیس زدن را وارد اثر هنری اش نماید!
می خوام به سـردی شــبهام بخندم ... می خـوام به پوچـــــی فردام بخندم
وقـــــتی می بیــــنمت با دیــــگرونی ... تو اوج گریـــــه هام می خوام بخندم
می خــــوام داد بزنـــــــم تنهای تنها ... می خوام وقتی می گم تنهام بخندم
ظاهرن در این بخش "طرف" که قضیه (بدبخت کردن شاعر) را خیلی جدی گرفته بوده، احتمالن کلی شاعر ما را چزانده که ایشان حتی خنده و گریه را هم قاطی کرده، تا جائیکه در بیت دوم سراینده حتی وقتی طرف را با دیگران هم می بیند باز هم می خواهد بخندد! که من توصیه می کنم از خواندن بیت دوم این بخش به دلیل افت لاتی خودداری فرمائید!
منم تو شــــهر غــــم زنـــــــدونــیه تو ... غـــــم و غــــصه ی دل ارزونـــیه تو
نگو دوســـِت دارم بـــــــه یه غــــریبه ... می شــــه اون مـثـه من زندونیه تو
رسیده اون شبی که تو می خواستی ... چـــه بده آخـــــر مــــهـــمونــیه تو
و در انتها شاعر ما که همه چیز را بر باد رفته می بیند شروع به ضجه موره کرده و آخرین تیرها را رها می کند اما راه به جایی نمی برد. هر چند طرف از جدی گرفتن پشیمان است اما راهی ندارد و باید پی ساختمان را بکند!
پ.ن:
1/ فتاده ام به بستر و نالم ز زاری دل ریش ... به این بهانه تو را آورم به خانه ی خویش!
2/ بـَـز ِن بشکن تی خیاله راحتِ کـِـن!
3/ کی بودی و کی هستی فقط خدا می دونه ... حل این معما منو کرده دیوونه!
4/ تو با خود دشمنی کردی ولی من دوستت دارم!
5/ خدایا به غیر از گیتار شماعی زاده، افطار را هم از ما مگیر!
6/ دوستی است عزیز و جویای نام!
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست