موتوری که در بالا می بینید اختراع جمشید حقیقت شناسه که در حال حاضر در حیاط خانه کاریکاتور سکنی گزیده و در این فصل سال مشغول خوردن بارون و برفه!

از این موتورا دو تا داریم. قبلن اونا جاشون جلوی در خانه کاریکاتور بود. هر عروس دامادی که از جلوی در خانه رد می شدن می زدن کنار و با اونا عکس مینداختن. این قضیه برای ما یه کم دردسر ساز شد. اینطوری بود که موتورا به داخل حیاط نقل مکان کردن. بگذریم...

به طور متوسط روزی 20-15 بار چشمم به چراغش می افته و رویای پرواز با اون توی ذهنم تکرار می شه.

تا حالا با این موتور به شهرها و کشورهای مختلفی سفر کرده ام و چندین بار هم توسط نیروهای متخاصم به دلیل تجاوز به حریم  هوائیشون مورد حمله قرار گرفته و چند باری هم مجروح شدم!

شاید بگید خیلی رویائیم ولی...

بی دلیل نبود که وقتی اولگ گوتسول اوکراینی ( یکی از داوران دوسالانه ی هشتم کاریکاتور) این موتور رو تو حیاط دید اونقدر به وجد اومد که سوارش شد و یه لحظه خودشو رو ابرا احساس کرد.