تو مجبوري به بهشت بروي!

اثر اكبر تراب پور!
نمي دانم چرا در اين مملكت همه كاسه ي داغ تر از آش هستند. البته اين كاسه ي داغ تر از آش بودن در اين مملكت بر خلاف ساير ممالك اصلن چيز بدي نيست. باور نمي كنيد!؟ عرض مي كنم.
كجاي اين دنيا سراغ داريد كه اينهمه به فكر همديگر باشند؟ هيچكس دوست نداشته باشد شخص ديگري خطايي كند تا خدايي ناكرده جهنمي شود. از پدر و مادرمان گرفته تا پدر و مادرمان. يك دور بزنيد دوباره به پدر و مادرمان مي رسيم ديگر. نمي رسيم؟!
از وقتي بچه هستيم اين نواها در گوشمان بالا و پائين مي شود: "بچه ي خوبي باش تا دوسِت داشته باشم." "اين كار خوب رو بكني برات 2چرخه مي خرم." "20 بگيري برات 3 چرخه مي خرم." همه اش بايد خوب باشي. اينقدر بايد خوب باشي تا حالت از هر چه خوبي است بهم بخورد و از آنطرف بام طوري سقوط كني، كه هر تكه ات زينت بخش صورت كسي شود!
در برنامه ي ديشب 90، دوستمان مي خواست بازيكنان فوتبال، مربيان، مديران باشگاه ها و ... را به صورت مجاني به بهشت حواله دهد. سردار عزيزمحمدي را عرض مي كنم. چقدر اين فوتبالي ها ناشكر اند. عادل فردوسي پور هم نه تنها آدم خيّري نيست، بلكه دائمن در كارهاي خير و افراد خيّر موش مي دواند!
هر چقدر هم رئيس سابق كميته ي انضباطي فدراسيون فوتبال و حاج رضايي با جناب سردار حرف زدند گوشش بدهكار نبود كه نبود!
دكتر شريفي ِ قشنگ هم در مصاحبه اي ضبط شده گفت: ما حتي اگر بازيكني از چراغ قرمز هم عبور كند محرومش مي كنيم. اينها براي جوانان ما الگو هستند. از آنطرف دوباره عزيزمحمدي سينه چاك مي كرد كه من بازيكني را كه زيرابرو بردارد و ريش بزي بدون سبيل بگذارد را فلان مي كنم. هر چه حاج رضايي مي گفت: عزيزم به ريش نيست، به ريشه است. باز هم گوشش بدهكار نبود كه نبود. استدلالش هم اين بود كه فرگوسن چند وقت پيش دو تن از بازيكنانش كه شب را در ديسكو سپري كرده اند اخراج كرده. چرا ما نكنيم؟ و اصلن به اين نكته توجه نمي كرد كه باشگاه ها با بازيكنان، قرارداد حرفه اي دارند و براي منافع خودشان اينكار را مي كنند. براي اينكه بازيكنش صبح، قبراق و سرحال سر تمرين حاضر شود. نه براي اينكه الگوي ديگران است. نه براي اينكه گناه مي كند يا ثواب. نه براي اينكه شب با زنش دعوايش مي شود. نه براي هزار چيز ديگر كه فقط در فكر مريض ما وول مي خورد.
اسمش را هم گذاشته اند منشور اخلاق و رفتار!
كارشناسي زنگ زد به برنامه و گفت: آخه قربون اون شكل ماهت برم. مگه اخلاق از رفتار جداست كه شما گفتين منشور اخلاق و رفتار؟! مگه شما مي تونين فرهنگ رو تعريف كنين كه چمن و توپ و تور رو عنصر فرهنگي اعلام كردين؟! چرا عدم استفاده از جادو و جنبل رو آوردين تو منشور اخلاقي؟ اگه شما به اين چيزا اعتقاد دارين، خب وقتي با ژاپن بازي داريم به اين بازيكنا بگين بيان جادو كنن تا بتونيم بهشون 6-7 تا گل بزنيم!
ديالوگ عزيزمحمدي هم اينطور شروع مي شد. ما بايد يَخشون (يقه) رو بگيريم!
جالب است بدانيد كه دكتر شريفي، همان شريفي ِ قشنگ را عرض مي كنم؛ تمام پرسنل سيماي مشهد را لنگ در هوا نگه داشته بود تا به صورت زنده در خدمت ببينندگان 90 باشد، كه به قول عادل مغالطه كرد و نيامد!
و چه زيبا در انتهاي برنامه فردوسي پور مثل هميشه با زيركي خاص خودش خطاب به شريفي گفت: "آقاي شريفي، حتمن بدقولي را هم در منشور اخلاقي اتان قرار دهيد!"
پ.ن:
1/ شانس آوردين خسته بودما. وگرنه روزي دو تا پست مي ذاشتم!
2/ لازم كه نيست در مورد نحوه ي كامنت گذاري توضيحي بدهم؟!
3/ بار ِ سنگين ِ با شما بودن ... پشت تنهايي مرا بشكست!
4/ ما آزموده ايم در اين شهر بخت ِ خويش ... بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت ِ خويش!
5/ از تصوّر ِ نوازش دستان او بر موهاي آن غريبه حالتِ تهوع مي گيرم!
6/ من خودم حاضرم هم اكنون حواله اي از دستان با كفايت عزيزمحمدي دريافت كرده و به بهشت حواله شوم.
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست