دوست داشتني ها!

اثر پائولو دالپونته از ايتاليا
به خدا
من می تونستم یه خواننده استثنایی بشم، یا هنرپیشه، یا ورزشکار، خلاصه یه آدم معروف. اما چیزی که باعث شد تصمیم بگیرم هیچکدوم نشم، یه راننده مینی بوس بود، توی سیزده سالگی ام. چندش ترین موجود سیبیلویی رو که می تونین تصور کنین. نگاه من همینطوری دنبالش رفت، بس که کثیف و نفرت انگیز بود، تا توی مینی بوسش. یه قالیچه با طرح عکس گوگوش رو انداخته بود روی صندلیش. اونم بر عکس. طوریکه دقیقا روی دهن گوگوش نشست.
آره اینطوری بود که من تصمیم گرفتم واسه همیشه گمنام بمونم!
بنا به دعوت "دست نوشته هاي يك مترسك" بايد لينك 5 مطلب از ساير وبلاگ نويسان، كه دوست داشتيم يا در ذهنمان مانده را در اينجا بياوريم. كار سختي است كه تنها از عهده ي من و عده ي قليلي از دوستان ساخته است! كم نيستند مطالبي كه دوست داشتم به آنها اشاره مي كردم. اما چه كنم كه هميشه عدد، دست و بالمان را مي بندد!
مطلب اولي كه دوستش دارم از وبلاگ "زن سان" است كه بدليل كوتاه بودن و اينكه حرف دل ِ ماست، عينن در بالا آورده ام. باقي قضايا هم در ذيل از نظرتان خواهد گذشت!
- بر باد رفته!
- اجي مجي لاترجي!
- ساعت هشت و پنجاه دقيقه است!
- چيزهاي زيادي هستند كه فقط با چشمان بسته ديده مي شوند!
پ.ن:
1/ بی تو ای نیزه نشین، ساکن ویران شده ام ... تا جدا شد سر ِ تو، بی سر و سامان شده ام!
2/ خسته از تكرار شب ها! (كاميون نوشته)
3/ آدمايي كه هيچوقت خُل نمي شن واقعن بايد چه زندگي ِ وحشتناكي داشته باشن!
4/ همه ي دوستان لينك و لالينك به اين بازي دعوتند. انتخاب يكي از مطالب من به عنوان خُمس پذيرفته مي شود!
5/ سه شنبه، نمايشگاه اين دو نوگل ِ نوشكفته برقرار است. باشد كه با حضور خود، ضمن بالا بردن سواد بصري، به برقراري ِ بيشتر آنها بيافزائيم!
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست