اثر يوري كوزوبوكين از اوكراين

سرقت ادبي و هنري امري است نكوهيده كه همه ي ما هر از گاهي شاهد آن هستيم. حالا سرقت هاي ديگر كه بماند!

وقتي نتايج اولين جشنواره ي بين المللي كارتون برلين آلمان با موضوع سرقت ادبي يا هنري اعلام شد، به صورت كاملن ناخودآگاه فكرم با پاي پياده به سمت اين موضوع رفت كه چيني ها چطور با كپي كاري تمام دنيا را تسخير كرده اند؟!
تقريبن مي توان به جرات گفت هيچ جنس غير چيني (پلاستيكي يا آهني يا ... را عرض نمي كنم) وجود خارجي ندارد، مگر آنكه توسط كشور چين كپي برابر اصل آن، با قيمتي بسيار نازل تر يا همان "ثمن ِ بخس" توليد شده باشد!
مشتري از همه جا بي خبر هم جنس تقلبي كه ظاهرن با اصلش نه تنها مو نمي زند، بلكه چيزهاي ديگر هم نمي زند را خريده و پس از مدتي كه تلنگش در رفت، تازه متوجه مي شود كه اين در رفتگي از كجا آب مي خورد!
اينها را گفتم كه هم در سال جديد لال از دنيا نرفته باشم و هم شما را هنگام خريد زنهاري داده باشم. هر چند كه زمان خريد گذشته و موقع كسادي بازار است!
لازم به ذكر است اگر به همين  زودي ها شخصي را مقابل خود ديديد كه با شما نه تنها مو نمي زند، بلكه چيزهاي ديگر هم نمي زند، انگشت اشاره‌ تان را در چشمش، تاكيد مي كنم، فقط در چشمش فرو كنيد، اگر انگشتتان به جسم سختي برخورد كرد كه هيچ، اما اگر طرف مقابل كور شد، مطمئن مي شويد كه مقابل آينه نيستيد، بلكه كپي چيني خودتان است!

بي ربط:
دوستي پرسيد كه چرا هيچكدام از چيني ها كچل نيستند؟ گفتم به اين خاطر كه خدا از همه جايشان دريغ داشته و بر موهاي سرشان ارزاني نموده!

بعد نوشت:
1+12 به در!

بعد نوشت تر:
فكر كن 13 بدر باشه، جمعه هم باشه، 1000 تا چيز ديگه هم باشه، چه شَوَد!


پ.ن:
1/ هر كه را هيچ به كف نيست، به دل آهي هست!
2/ هلاکتم چلوکباب!
3/ من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش! يا همون كاسه ي داغ تر از آش نباش ِ خودمون!
4/ کاش زندگی هم مثل ماشین دنده عقب داشت!