دروغ!

اثر بهرام ارجمندنيا
اگر بخواهيم رفتار يا صفات انساني را به اشكال هندسي تشبيه كنيم، بدون شك دروغ، شبيه دايره است نه مثلث. چرا؟ چون به محض اينكه اقدام به دروغ گويي مي كنيم، وارد دور تسلسل دايره واري مي شويم كه هر دروغي زمينه را براي گفتن دروغ بعدي آماده مي كند و ما لاجرم به تكرار اشتباهات مي شويم. حال شايد بپرسيد كه چرا دروغ شبيه مثلث يا مربع نيست؟ جواب ساده اي دارد. اگر دروغ شبيه مثلث يا مربع يا ساير اشكال هندسي گوشه دار بود، فرد دروغگو پس از طي مسافتي به گوشه اي مي رسيد كه براي تغيير مسير، مجبور به تاملي بود تا با گردشي چند درجه اي به راه خود ادامه دهد كه اين حالت با دروغ گويي سازگار نيست. فرد دروغگو دائمن در حال زمينه چيني براي دروغ بعدي است و در عين حال بايد براي هماهنگي بين دروغ هاي قبلي و بعدي نيز برنامه ريزي كند و چه سخت است افتادن در اين دور باطل!
معمولن افراد متبحر در دروغ گويي شامه اي بسيار قوي دارند كه با شنيدن هر دروغ شاخك هايشان تكاني عجيب مي خورد. اما غافلند از اين نكته كه روزي اين تبحر بلاي جانشان شده و در كوزه اي مي افتند كه گِل هاي رُس اش را با دست خود به دورشان تنيده اند!
نمي دانم دروغ مصلحتي چه جايگاهي در باب اين مقوله دارد، ولي اين را مي دانم كه همه ي اينها مي تواند توجيهي براي ماليدن ِ چيزي شبيه گول به جاي شامپوي سدر صحت باشد. شامپويي كه كف حاصل از آن فقط چشم خودمان را مي سوزاند!
بي ربط:
يه بار 2 تا چيني مي خورن به هم، مي شكنن. حالا همه تا فردا صبح بخندين!
پ.ن:
1/ در ميوه چيني ِ بي گاه، رويا را نارس چيدند و ترديد از رسيدگي پوسيد!
2/ حقيقت روي 2 پا قرار داره و دروغ روي 1 پا. تا كي مي تونيم روي 1 پا بايستيم؟!
3/ وقتي مي توني واقعن خودت باشي كه چيزي براي از دست دادن نداشته باشي!
4/ ننه سلطان ِ غمه!
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست