افرای عزیز، من و چند تن از دوستان دیگر را به بازیه نوشتن هفت آرزوی محال دعوت کرده که این دعوت جای بسی خشنودی، خرسندی، خوشی، خرمی، خوشحالی، خوش خیالی و خجالت است! ضمن اجابت این دعوت، نظر شما را به خواندن آرزوهای محالم جلب می کنم.

 

1/ دوست داشتم می تونستم "طی الارض" کنم. یعنی در یک چشم به هم زدن می تونستم، هر جایی، در این کره ی خاکی یا در کرات دیگر باشم.

2/ دوست داشتم می تونستم هر زمان که اراده می کردم غیب شده و دوباره با اراده ی خودم ظاهر می شدم. فک کن! مثلن غیب می شدم و با استفاده از آرزوی اول، یهو تو خونه ی جنیفر لوپز ظاهر می شدم!!!

3/ دوست داشتم عناصر اربعه (آب، باد، خاک و آتش) تحت کنترل من بود. می دونین با اینا چه کارا که نمی شه کرد؟

4/ دوست داشتم غول چراغ جادو بودم و هر کسی، هر آرزویی داشت، می تونستم براش برآورده کنم.

5/ دوست داشتم یه قلم جادویی داشتم. هر چیزی می خواستم می نوشتم. هر چیزی می خواستم می کشیدم. ولی فکر کنم قبل از اون، باید یه فکر جادویی داشت.

6/ دوست داشتم توکای مقدس تو این بازی شرکت می کرد!!!

7/ در کل واسه این که سرتون رو درد نیارم، دوست داشتم خدا بودم! یه حالی می ده. قدرت محض. قول می دم، اگه خدا بودم به همه حسابی حال می دادم. یعنی می شه؟!؟!  

 

پ.ن:

البته اینا آرزوهای زمینیه من بود. آرزوهای آسمونی ام رو نمی گم که ریا نشه!

 

من هم طبق سنوات گذشته و برای عبرت سایرین! دوستان ذیل رو به شرکت در این بازی دعوت می کنم:

توکای مقدس!

کارتونس!

سوسن!

قلم های کاغذی!

ملخ!

گاربینو!

یادداشت های آنیتا گلزار!