اثر مصطفی رمضانی

 

از من می پرسند چرا اینقدر از علامت تعجب (!) استفاده می کنی؟!

 

در بین علائم نگارش فارسی عاشق علامت تعجبم. اگر امکانش بود، به جای بقیه ی علائم از جمله: سوال، نقطه، ویرگول، دو نقطه، نقطه- ویرگول و ... از علامت تعجب استفاده می کردم.

اصولن آدم متعجبی هستم.

متعجبم از دنیای مجازی!

متعجبم از اکبر سوپری هایی که در وبلاگشان خود را نازیلا معرفی می کنند و قمر خانم هایی که خود را شیرعلی قصاب!

متعجبم از کسانی که تغییر جنسیت مجازی می دهند!

متعجبم از کسانی که پشت رنگ رژلب هایی که از میز توالت همسرانشان کش رفته اند وبلاگ نویسی می کنند!

متعجبم از کسانی که سیبیل هایشان را بند می اندازند!

متعجبم از کسانی که ندانسته دهان می گشایند و بلغور می کنند!

متعجبم از کسانی که اصول ابتدایی طراحی را نمی دانند و طراحان چیره دست را تکفیر می کنند!

متعجبم از کسانی که به امید پیدا کردن ذره ای کثافت، انگشت در هر سوراخی می کنند!

متعجبم از کسانی که بجای ترک کردن میز بازی، مدام زیر و رو می کشند!

متعجبم از روشن بودن روز و تاریک بودن شب!

متعجبم از عاشقانی که در طول زندگی، عاشق چندین نفر شده اند!

متعجبم از کسانی که حرف های برهنه ی ایرج میرزا را قرقره کرده و بعضی که تبحر بیشتری دارند، اسکی هم می کنند!

متعجبم از این روزگار!

متعجبم از تو! هی با توام!

متعجبم از خودم!

متعجبم از شما!

 

پ.ن:

۱/ مطلب بدون پی نوشت، مثل منچستر یونایتد بدون دیوید بکام می مونه!

۲/ این متن اشاره ی خاصی به کسی ندارد. حتی شما دوست عزیز!

۳/ تمامی اسامی به کار رفته در این متن، غیر واقعی است!

۴/ تغییر جنسیت در اسرع وقت پذیرفته می شود!

۵/ دماغ سوخته می خریم!