جمعه ی هفته ی گذشته باتفاق دوستان راهی تور یکروزه ی "تنگه واشی" شدیم.
تنگه واشی مکانی با جاذبه های گردشگری است که در 15 کیلومتری شمال غرب شهرستان فیروزکوه واقع شده. از جذابترین بخش‌های سفر به تنگه واشی حرکت در رودخانه‌ای است که در بین یک دره ای سنگی قرار داره.
قرار ما ساعت 5 صبح، ابتدای خیابان گاندی بود. بعد از رسیدن به محل قرار، هر چی از مسئول تور در ارتباط با مینی بوسی که باید سوار می شدیم پرسیدم، ایشون همش می گفت صبر کن آقا، درست می شه!
بعد از نیم ساعت داد زد، آقای زاهدی کیه؟ گفتم منم. گفت کجایی آقا؟ ماشین شما ۱۰ دقیقه پیش رفت! گفتم من الآن نیم ساعته دارم از شما همینو می پرسم. شما هی می گی، صبر کن (۳ بار). گفت: حالا هم همینو می گم. صبر کن! خلاصه با هزار درد سر، ما رو سوار یه ماشین دیگه کرد که یه اکیپ ۲۴ نفره از ورودیهای سال ۱۳۸۸ یه دانشگاه با هم اومده بودن تور و ما چهار نفر رو غریب و تنها بین اونا رها کرد و رفت. اونا هم ما، پا به سن گذاشته ها رو اصلن تحویل نمی گرفتن و فقط با خودشون حال می کردن. ماشین که حرکت کرد شروع کردن به اجرای حرکات موزون با آهنگ های اجق وجق. جالبه تمام آهنگ هایی که من حتی یک بار هم به گوشم نخورده بود و اصلن معلوم نبود خواننده چی می گه رو، واو به واو، یکدل و یکصدا می خوندن! گردنمون خُشک شده بود اینقدر که هی برمی گشتیم ببینم ته ماشین چه خبره! از شانس خوب ما لیدر تور که از لیدری فقط تیپ زدنش رو یاد گرفته بود گفت باید ماشین رو عوض کنیم. ما هم با خوشحالی چون جلوی ماشین نشسته بودیم سریع رفتیم تو ماشین جدید و انتهای ماشینو از خود کردیم. هر چی اونا التماس کردن که بیایید سر جای قبلیتون بشینید ما قبول نکردیم که نکردیم. البته این کار ما تاثیری تو قاطی شدن با اونا نذاشت و کماکان ما رو تحویل نمی گرفتن. تنها حُسنش این بود که از شرّ گردن درد خلاص شدیم!
حالا اینا رو برای چی می گم؟!
تا حالا به این فکر کردین که چرا به این محل می گن تنگه واشی؟ اگه نمی دونید دلایل اصلیش رو بهتون می گم.
این محل از دره ای تنگ تشکیل شده که باید حدود نیم ساعت از میان آن و درون آبی بسیار سرد پیاده روی کنید. آبی که با چند قدم راه رفتن درون آن تا مغز سرتون تیر می کشه. بعد از عبور از این دره ی تنگ به دشت وسیع و بازی می رسید. به همین دلیل به این مکان تنگه واشی می گن. یعنی اولش تنگه و بعد از طی مسافتی نیم ساعته باز یا همون وا می شه!
این اسم یه دلیل علمی هم داره. سفر به این منطقه به دلیل آب و هوای خُنکی که داره، فقط در فصل تابستون امکان پذیره. همونطور که می دونید در این فصل به دلیل گرمای هوا، تمام سلول ها و اعضاء و جوارح بدن منقبض می شه. وقتی پا در آب یخ این منطقه می ذارید در عرض چند ثانیه تمام سلول ها و اعضا و جوارح بدنتون منبسط یا به اصلاح، باز یا وا می شه. این هم از دلیل دیگر نامیدن این منطقه به نام تنگه...واشی!!!

توضیح عکس:
وقتی از قسمت تنگِ، تنگه واشی رد می شدیم، سه کودک درحالیکه ترسیده بودن سوار بر الاغی، توسط راننده ی الاغ طی طریق می کردند. به همسر دوستم گفتم یه عکس از اینا بنداز. اون هم تمام ذوق و سلیقه اش رو به کار بست و عکسی انداخت که معلوم نبود این بچه ها سوار چی هستن. الاغه نه سر داشت و نه دست و پا!
تصویر دوم ماحصل تلاش بی وقفه ی جمال رحمتی عزیزه که با همراهی یه فروند فتوشاپ به منصه ی ظهور رسیده! باشد که مقبول افتد.

پ.ن:
۱/ دلم تنگه برات، وا هم نمی شه!
۲/ عاشقتم، دنبالتم، خونه به خونه    ای داد و بیداد، از این زمونه!
۳/ بزن (2 بار)، که داری خوب می زنی!
۴/ ببخشید. یادم رفت اینجا چی می خواستم بگم!
۵/ این مطلب هیرادیه منو حتمن بخونین!
۶/ محسن رسول اف پرپر شد. هیچی به هیچی! روحش شاد.