کاشی بازی، تیله بازی، تشتک بازی، عکس بازی، گانیه، زو، خر- پلیس و هزارتا بازی جور واجور دیگه اوقات فراغت ما رو تو بچگی غنی سازی می کردن! اون موقع ها از انواع و اقسام کنسول های بازی خبری نبود و اگه خیلی می خواستیم به خودمون حال بدیم، با هزار بدبختی ۵ تومن از مامانمون می گرفتیم، می رفتیم یه دست، هواپیما یا زیردریایی با آتاری دسته گوشتکوبی یا دسته خلبانی، بازی می کردیم.
کلکسیونر انواع و اقسام تیله و کاشی بودم. تیله 3 پر، کاشی های لوکس جیگری 2هزار، 4هزار، و ...
وقتی کاشی هامون تموم می شد بچه ها می چرخیدن تو محله ها و خونه هایی که نمای کاشیکاری داشتن رو پیدا می کردن. شب که می شد طی یک عملیات ناجوانمردانه مثل مور و ملخ حمله می کردیم و دیوار خونه ی اون بنده خدا، لُخت و عور می شد و می رسید به آجر!
اما من بعضی وقتا که حوصله ی هیچکس و هیچ چیز و هیچ کجا رو نداشتم؛ می شِستم بازی های پُر خطر اختراع می کردم!
شاید با دیدن این بازی بگید کجاش پر خطره؟ ولی ۲۳-۲۲ سال پیش که هنوز کبریتا بی خطر نبود! و منم کوچیک بودم، این بازی پر خطر بود. ناگفته نمونه تعدادی از این بازیا تو انجمن اختراعات هم ثبت شده!
اسم این بازی "توپخونه" یا "موشک بازی" است! و برای انجامش فقط به یه قوطی کبریت (ترجیحن بی خطر!) احتیاج داریم. مراحل بازی به شرح ذیل می باشد:
۱/ چهار عدد چوب کبریت را از درون قوطی خارج کرده و سه تای آن را به صورت نمایش داده شده در شکل ۱ قرار دهید.
۲/ جهت لوله ی توپ را به سمت هدف نشانه گیری کرده و چوب کبریت چهارم را برافروزید و همانند شکل دو، محل تلاقی گوگردها را به آتش بکشید!
۳/ در شکل ۳، جا تره و بچه نیست! یعنی توپ مورد نظر شلیک شده است!
۴/ در شکل ۴ گلوله ی توپ شلیک شده در حالیکه مواضع دشمن فرضی را تخریب کرده و خودش نیز در حال اتمام است، مشاهده می گردد.
۵/ آفرین بچه های خوبم. شما امروز یه بازیه جدید یاد گرفتین. پس تا دیر نشده، خدا نگهدار!

پ.ن:
۱/ بازی (۶ بار)، بازیِ شرقی! (ترجیحن با ملودیِ بانوی شرقی خوانده شود!)
۲/ با هر چی می خوای بازی کن، ولی دم شیر رو بیخیال شو. واسه خودت گفتم!
۳/ اگه با دلم بازی کنی، سه هیچ می بازی!
۴/ این کارا عاقبت نداره، از ما گفتن!
۵/ با نِگات قلبمو آتیش می زنی!    بزن (2 بار) که داری خوب می زنی!