تبلیغ اجباری!
اثر میگوئل پیکس از برزیل
طبق تعریفی که از روابط عمومی می دانیم، این واحد در هر سازمان، پلی است ارتباطی بین آن و مخاطبین. به شکلی که نیازهای مخاطبین را به سازمان منعکس کرده و کالا یا خدمات سازمان را به مخاطبین می شناساند.
در کشور ما برای تبلیغ کالا و خدمات یک سازمان روش های متفاوتی وجود دارد. از پخش تیزرهای تلویزیونی و زیرنویس برنامه ها گرفته تا چاپ بروشور، پوستر و ...
یک نوع دیگر از تبلیغ که چند سالی است در کشور ما باب شده، اطلاع رسانی بوسیله ی پیام کوچک است. شاید بتوان از نگاه سازمان های مختلف برای این نوع از تبلیغ محاسنی را برشمرد. اما بزرگترین عیب آن ورود بی اجازه به دنیای شخصی ماست. با شنیدن صدای پیام کوچک توجه ما به سمت گوشی تلفن جلب می شود و با باز کردن پیام کوچک مجبور به خواندن یک آگهی بازرگانی هستیم!
در واقع هیچکدام از روش های دیگر تبلیغی حق ورود بی اجازه به خلوت ما را ندارند، جز پیام کوچک!
شما راهی برای جلوگیری از این ورود بی اجازه سراغ دارید؟!
پ.ن:
۱/ هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!
۲/ اول توئی، دویُّم منم!
۳/ ای مُصوِّر چهره ی یارِ مرا بی ناز کِش ... چون به نازش می رسی بگذار، آن من می کشم!!!
۴/ دینگ (2 بار)، چیز خود را به ما بسپارید! (بانک چیز!)
۵/ من رو بخون یالا!
۶/ می آی تو یالّا بگو! اینجا زن و بچه رد می شه عمو! (خطاب به پیام کوچک!)
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست