برای نیکیتا!
اثر مارسین بوندارویچ از لهستان
چند سال قبل، تعدادی از دوستان در سفری که به شمال کشور داشتند؛ با تعدادی از هموطنان شمالی بر سر موضوعی ساده دعوایشان می شود. در این درگیری، تعداد دوستان مورد اشاره که سوار بر ماشین بوده اند، 5 نفر و تعداد نیروهای مهاجم، 50 نفر بوده است.
در حالیکه نیروهای مهاجم یکی از دوستانم (راننده) را می زدند؛ سایر دوستان، هر کدام سر خود را به کاری مشغول می کنند.
یکی دنبال موبایلش می گشته، آن یکی با مادرش با تلفن حرف می زده، دیگری بند کفشش را می بسته و آخری هم مشغول تمیز کردن عینک خود بوده است!
بعد از پایان یافتن غائله و دور شدن از محل نزاع، آن چهار دوست جان سالم به در برده، یقه ها دریده و عربده ها می کشند که آآآآی نفس کش! کجا در رفتید؟! و قص علی هذا ...
شاید بپرسید گفتن این داستان چه ربطی به نیکیتا داشت؟ عرض می کنم!
در سال گذشته بحثی میان من و دوست خوبم امیر سقراطی بر سر مسائلی در ارتباط با کاریکاتور در گرفت که از آن موضوع ماه ها می گذرد و ما کماکان چون دو دوست خوب با هم در ارتباطیم.
اما در کامنت های آن مطلب فرد حقیری با اسم مستعار "نیکیتا چروخ پوخ" شروع به فحاشی و گذاشتن کامنت هایی در شان خود و خانواده نمود.
بنده نیز به فراخور حالش پاسخ هایی ارائه نمودم. اما کماکان این ماجرا ادامه دارد و کار به جایی رسیده که این فرد بی وجود، وبلاگ های دیگر دوستان را نیز با گذاشتن کامنت های سخیف می آزارد.
فصل مشترک نیکیتا با آن دوستان جان سالم بدر برده "ترس" است!
همه ی شما می دانید که کامنت های این وبلاگ از روز اول بدون تایید بوده و خواهد ماند و هیچ کامنتی، حتی اگر حاوی شدیدترین انتقادات هم باشد حذف نشده و نمی شود.
اما روی سخن من با نیکیتا یا نیکیتاهاست.
دوست من!
اگر در این وبلاگ دنبال پیدا کردن شوهر برای دختران ترشیده ی نسبی و سببی هستی؛ بدان که مال بد، بیخ ریش صاحبش خواهد ماند.
مطمئنن تا زمانیکه پشت رژ لب مادر گرامت قایم شده باشی، کامنت هایت را چون سبیلت، با پاک کن پاک می کنم تا از بیان و طرح عقده های حقارتی که در طول روز متحمل آنی و اینجا را با اندرونی خانه اتان اشتباه گرفته ای محروم باشی!
اما اگر روزی حرف حسابی داشتی و جرات کردی، آدرس بُته ای که زیرش به عمل آمده ای را برای مراجعه بگذاری، شاید اجازه ی اظهار آن را داشته باشی!
پ.ن:
1/ "فضله گذار" را هم بخوانید!
2/ باز می خوام به عشق تو بشینم و گیتار بزنم ... بعد بیام بدخواهات و جلوی چشات دار بزنم!!!
3/ کماکان کامنت های این وبلاگ، بدون تائید خواهد ماند!
4/ از چی می ترسی؟! عمو که ترس نداره! خودتو نشون بده پدسوخته!
5/ مطمئنم نیکیتا ضعیفه است. حتی اگه سیبیل داشته باشه. البته دور از جون همه ی ضعیفه ها!
6/ دقت کردین این نیکیتا با ملینا، چه هم وزنن. خدا کنه نیکیتا هم خوشگل باشه!
1/ آسمان سینه ام را چون شمائی مشتری ست